سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
شهر صبح
مدیر وبلاگ
 
شهر صبح
من ...! استاد جلیل رسولی خواست خودشو معرفی کنه گفت: من جلیل رسولی ... بلافاصله ادامه داد نمی دونم چطوری باید صحبت کنیم که با «من» شروع نشه. /// «شهر صبح» روز یکشنبه 24ام خرداد 88 مصادف با میلاد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) جهت نشر مطالب مفید و سهیم کردن دوستان در دیده ها، شنیده ها و احیانا دانسته های این حقیر در «بلاگفا» ایجاد شد اما به دلیل خباثت های غیرقابل تحمل مدیریت بلاگفا مجبور به ترک اونجا و نقل مکان به پارسی بلاگ شدم.
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 129
بازدید دیروز : 133
کل بازدید : 20569
کل یادداشتها ها : 177
خبر مایه


1 2 3 4 5 >> >

اینجا اهواز نیست؛ اینجا تبریز است، قبل از ظهر دوشنبه 1 خردادماه 1391

اینجا اهواز نیست

اینجا اهواز نیست

چشم انداز خانه ی ما رو به غبار باز می شود
و   دود ِ از بین رفتن یک دریاچه به چشم تبریز هم رفته است، دریاچه ای که باید زنده و موجود می بود ولی نیست!



  

ذکر لب لعلش ندهد کام دهان را
این باده نبندد لب خمیازه کشان را

از قامت خم گشته ی ما هیچ مپرسید
از بس که کشیدیم، شکستیم کمان را


شعر: صفاءالحق همدانی ؛ خط: کاوه تیموری

از قامت خم گشته ی ما هیچ مپرسید

جناب آقای کاوه تیموری میگفت کمرم خم شد تا کتاب شرح زندگانی استاد امیرخانی رو نوشتم... این شعر رو نوشتم تا به نوعی خستگیم در بره.

(در کلیپ قبلی که منتشر کردم، به همین شعر و اثر اشاره می کنند).

اثر فوق در بخش اساتید مدعو دومین دوسالانه خوشنویسی ایران به نمایش در آمده است.

کتاب شرح زندگانی استاد امیرخانی با چاپ جدید و مرغوب (تماما گلاسه) و با اضافات، تحت عنوان «راز خط» به چاپ رسیده است و در دسترس علاقه مندان قرار دارد.


  

خاطره گویی کاوه تیموری از استاد امیرخانی درمحضر استاد امیرخانی

خاطره گویی کاوه تیموری

دانلود کلیپ با فرمت FLV - حجم فایل: حدود 12 مگابایت

دانلود کلیپ با فرمت MP4 - حجم فایل: حدود 8 مگابایت


ثبت فیلم توسط: احسان دائی
افتتاحیه دومین دوسالانه خوشنویسی ایران
سعد السلطنه قزوین - 23 اردیبهشت ماه 1391


  

استفتاء از مقام معظم رهبری در خصوص نماز جماعت زوج های جوان



سؤال:
سلام
زوجهایی غالبا جوان ، نماز خود را به صورت جماعت در منزل میخوانند یعنی زن به شوهر خود اقتدا میکند در حالیکه عدالت پیش نماز عمدتا محل شک است و ای بسا مرد فاقد عدالت می باشد. چنین نمازهایی (هم برای مرد ِ امام و هم برای زن ِ مأموم) چه حکمی دارد؟


پاسخ:
بسمه تعالی
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
اگر شوهر شرایط امام جماعت را دارا باشد، اشکال ندارد و الا نماز به جماعت صحیح نمى‌باشد.
امام جماعت باید بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامى و عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند، و نیز اگر مأموم مرد است امام او هم باید مرد باشد.
موفق و مؤید باشید


  

شیخ، گاه می فرمود:
«امام حسین (علیه السلام) مشتری زیاد دارد. ممکن است امام های دیگر هم همین طور باشند؛ ولی خدا مشتری ندارد! من دلم از این می سوزد که خدا مشتری هایش کم اند. کمتر کسی می آید بگوید: من، خدا را دوست دارم و می خواهم با او آشنا شوم».

گاه می فرمود:
«در حالی که تو به خدا محتاجی، خدا عاشق توست!»


در حدیث قدسی آمده است:
«یابن آدم! إنّی اُحِبّک فأنت أیضًا أحبِبنی؛ ای انسان! من تو را دوست دارم. تو نیز مرا دوست بدار».


همچنین آمده است:
«عبدی! أنا و حقّی لک محبٌّ، فبحقی علیک کُن لی مُحِـبًّـا ؛ بنده ی من! سوگند به حق خودم که دوستدار تو هستم. پس سوگند به حق من بر تو که مرا دوست بدار».


گاه می فرمود:
«یوسف، خوش هیکل است؛ اما تو نگاه کن ببین آن که یوسف را آفرید چیست! همه زیبایی ها مال اوست.


در جهان، چون حُسن یوسف، کس ندید
حُـسـن، آن دارد کـه یــوسـف آفــــریــــد»


منبع: کتاب کیمیای محبت ؛ شرح زندگانی شیخ رجبعلی خیاط علیه الرحمه


  

امام سجّاد (علیه‌ السلام) :

أمّا حَقُّ أُمِّکَ فَأنْ تَعْلَمَ أنَّها حَمَلَتْکَ حَیْثُ لا یَحْتَمِلُ أحَدٌ أحَداً، و أعْطَتْکَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِها ما لا یُعْطِی أحَدٌ أحَداً،‌ وَوَقَتْکَ بِجَمیعِ جَوارِحِها...

اما حقّ مادرت بر تو، این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس، دیگری را حمل نمی‌کند و از میو? دلش چیزی را به تو داد که احدی به دیگری نمی‌دهد و تو را با تمام اعضایش حفظ کرد...

Your mother"s right to you is that you know she carried you in a place in where nobody carries someone else, gave you of her heart"s fruit something of which nobody gives others, maintained you by her all organs, etc

امالی صدوق، ص 371

میلاد انسیه حوراء ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
روز زن و روز مادر
مبارک باد!


  

* میخواستم اندر احوالات گادفادر بنویسم ولی بذارید دادگاه جاری یکی دیگه از وبلاگ نویسان تموم بشه بعد... به هر حال یادمون بمونه که آن آقای خواب نمای خاطره به دست پسر نبشته از دوستی و مذاکره با آمریکا دم زد.

* بهار ، بهار ِ مناسبت های ملی-مذهبی هم هست؛ مناسبت های بزرگی که برای حرف زدن درمورد هر کدام از آنها باید سالها گفت و کتاب ها نوشت.  چند حادثه ی جدید هم که روی می دهد نور علی نور می شود.

- روز هنر انقلاب اسلامی و هنر انقلاب اسلامی غربتی دارد به اندازه ی سید شهیدان اهل قلم و مظلومیتی به اندازه خود انقلاب اسلامی.
گویا تا سالها اثری از شهادت شهید آوینی در تقویم رسمی نبوده و بعد از سالها که روزی به عنوان هنر انقلاب اسلامی تصویب شده، سالروز شهادت سیدشهیدان هل قلم –به دلیل تداخل با روز ملی فناوری هسته ای- جابجا شده است. هرچه باشد انرژی هسته ای نیرویش (زورش) از همه بیشتر است. چه خوب بود اگر به جای روز به خاک سپاری شهید آوینی، روز ولادتش به عنوان روز هنر انقلاب اسلامی اعلام میشد و تاریخ هم مورد دستبرد و دستکاری قرار نمی گرفت.
انقلاب ما انقلاب ارزشها و آرمانهاست و برای انتقال چنین مفاهیم والایی چه زبان و ابزاری نافذتر و تواناتر از هنر.
پیشتر کمی در مورد هنر و تلقی غلط عامه از هنر و دگرگونی معنای این واژه سخن گفتیم و به گوشه هایی از سخنان شهید آوینی در مورد سخن و اشتباهات هنرمندان در این مقوله اشاره کرده ام و ان شاء الله اگر عمری باشد صحبت را با نقل قول سخنان شهید آوینی ادامه خواهم داد.


* صدا و سیمایی که به عنوان مهمترین ابزار فرهنگی و ... میتواند مطرح باشد همواره دچار افراط و تفریط بوده است. از زمان روی کار آمدن جناب آقای ضرغامی، بمب رقص و قهقهه در صدا و سیما ترکیده است و تلویزیون به جولانگاه سریالهای سیاه یا جلف و مبتذل بدل گردیده است.
وقتی امثال شهید آوینی گردن زده میشوند و دفن میشوند همین میشود.


* از حوادث جاریه ، افاضات جناب ع.الف.ه.ب.ر.  پس از ابقا در ریاست مجمع تشخیص منفعت بود. و حضور جناب آقای احمدی نژاد در این مجمع. از دستور رهبری مبنی بر شرکت منصوبین مجمع تشخیص مصلحت نظام در جلسات این مجمع که بگذریم یک روال متداول در دولت ها وجود دارد که در اواخر دوران تصدی خود، شروع به دلجویی از مخالفان و باج دادن به آنها و ... می کنند تا بقای خود را در دوره های بعد حفظ کنند.
سخن به اینجا کشید اشاره کنم: نمیدانم چرا هر دولتی که سر کار می آید –با این که دلیل موفقیت او دم زدن از انقلاب و اسلامی بوده است- باز پس از مدتی با نفی و کم رنگ و کم ارزش کردن ارزشهای انقلاب اسلامی و عدول از آنها سعی در جلب رضایت آن اقلیتی دارند که هیچگاه جز به سقوط نظام و برچیده شدن اسلام راضی نخواهند شد. متأسفانه دولت عدالت محور بسیار زودتر از بقیه دچار عدول شد و از ابتدای دولت دهم لغزید.


* انتخابات یک وظیفه ی انسانی و اسلامی است و کسی که به اندازه ی یک رأی (صحیح) دادن در خود احساس مسئولیت نمی کند نمیتواند هیچ مطالبه ای از حکومت و اجتماع داشته باشد. کسی که به تکلیف رای دادن عمل نمی کند در واقع حق انتخاب خود را به دیگران واگذار کرده است و سرنوشت خود را به دیگران سپرده است. از این گذشته چنین کسی وقتی خود، عامل نیست و کوتاهی می کند چگونه میتواند از دیگران انتظار درستکاری و انجام صحیح وظیفه را داشته باشد؟

مطلبی رو به آرامی نقل میکنم که دشمنان نشنوند: بعد از سه دهه از انقلاب، هنوز انتخابات ما بین بد و بدتر است. هنوز صحبت سر این است که به کاندیدای موافق نظام رأی بدهیم یا مخالف نظام؛ اصلاح طلب باشد یا اصول گرا. هنوز انتخاب ما به بد و خوب نرسیده تا چه برسد به انتخاب بین صالح و اصلح.
ظهور تشکل های مثل جبهه پایداری (صرف نظر از انتخاب بعضا نامناسب اعضای اون در شهرهای غیر تهران و قم، از جمله در همین تبریز) نویدبخش است و امیدواریم...


ظاهرا زمان، بنده را هم با خود برده و نابود کرده است. این را از غلبه ی «محافظه کاری» بر «عداالت خواهی» می توان به وضوح فهمید...


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ