سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
درباره وبلاگ
  شهر صبح[58]


هیچم و «هیچ» در وصف ناید ! /// «شهر صبح» روز یکشنبه 24ام خرداد 88 مصادف با میلاد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) جهت نشر مطالب مفید و سهیم کردن دوستان در دیده ها، شنیده ها و احیانا دانسته های این حقیر در «بلاگفا» ایجاد شد اما به دلیل خباثت های غیرقابل تحمل مدیریت بلاگفا مجبور به ترک اونجا و نقل مکان به پارسی بلاگ شدم.
ویرایش
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
ابر برچسب ها
امکانات دیگر

مقام معظم رهبری فرمود: «این را همه بدانند که آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی که وجود دارد. این را همه توجه کنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات کسبی و ممکن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد».


هر کسی خواسته در این کشور رأی مردم را جلب کند و مقبولیتی برای خود کسب نماید به خوبی راه آن را می داند که چیزی جز دم زدن از اسلام و انقلاب و ولایت نیست.

حتی خاتمی –که نماینده افسادطلبان شد- با شعار «سه سید فاطمی؛ خمینی، خامنه ای، خاتمی» آمد. احمدی نژاد با احیا و بازگویی آرمان های انقلاب آن رأی بالا را به دست آورد و رئیس جمهور شد. یا همین قالیباف که مدام یکی به نعل و یکی به میخ می زند و گاه خود را «اصلاح طلب!» و گاه دیگر انقلابی و اصولگرا معرفی می کند چند سالی است چفیه بر دوش می اندازد و تظاهر به انقلابی بودن و تبعیت از ولایت فقیه می کند. همچنانکه کم نیستند آن عده ای که در دوران پس از طوفان، چفیه بر دوش انداختن را راه کسب اعتبار خود قرار داده اند.

در این که اگر کسی اعتباری در این کشور داشته باشد از اسلام و انقلاب و تبعیت از رهبری است تقریبا هیچ کس تردیدی ندارد اما بنده نمیدانم چرا افرادی که با این اعتبار و از این راه سر کار می آیند و مقامی به دست می آوردند پس از مدتی منقلب می شوند و به بیراهه می افتند. به جای آن که اعتبار خود را حفظ کنند و افزایش دهند مدام در پی جلب آن عده قلیلی هستند که جز به سقوط نظام اسلامی راضی نیستند و دلهای «لایفقهون بها»ی آنان هیچگاه جلب و راضی نخواهد.

موسوی ِ نخست وزیر، هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد ؛ هرکدام را که نگاه کنید همین گونه بوده اند.

مگر موسوی با شعار «یاحسین، میرحسین» ، «نخست وزیر امام (ره)» و ... نیامد و برخی هوادارانش شعار الله اکبر سر ندادند و در نمازجمعه شرکت نکردند!؟ عمده رأیی هم که آورد از همین رو بود هرچند که حامیان و مشوقان اصلی او امثال اوباما و نتانیاهو و ریگی و لندن نشینان و گوگوش و ...... بودند و طمعها در او داشتند.

حسن روحانی هم در مناظرات به دروغ از اقتدارملی سخن می گفت و «اطلاع» رهبری از اوضاع را «تأیید» رهبری می خواست نشان بدهد و به دروغ، ذلت دولت افسادات و تعلیق کامل فعالیت های هسته ای (حتی در رأکتور تحقیقاتی تهران) را نفی می کرد.
 
اشکال کار کجاست!؟ و دلیل این تغیّر و تنزِل چیست!؟ نمی دانم!


اگر بخواهم نقاط ضعف عمده خاص هر یک از سه دولت گذشته رو عنوان کنم باید عرض کنم:
هاشمی، معیارهای انقلاب را منقلب کرد یعنی به جای آن ساده زیستی، مردمی بودن، خدایی بودن و ... اشرافیت را بین مسئولین و به طبع اون بین مردم رواج داد و انحرافی بزرگ حاصل شد که منشأ مسائل دیگر گردید.
خاتمی، منشأ ایمان و انسانیت یعنی «حیا» و حفظ «حرمت»ها را از میان برداشت.
احمدی نژاد، خودسری و قانون گریزی را رواج داد.


همین جا -بی هیچ ظاهرسازی و تکبر در برابر اعتراف به اشتباه- عرض بکنم که :

ذره ای از رأیی که در سال 88 به احمدی نژاد داده ام پشیمان نیستم و حتی تردید هم نکرده ام.
به جهت اینکه اولا رأی به احمدی نژاد، رأی به آرمان های انقلاب و گفتمان انقلابی بود و به عبارت بهتر، رأی به یک «گفتمان» بود، نه رأی به «شخص». همچنانکه خیلی از اساتیدی که شخصیتهای اخلاقی و عرفانی هستند اما در اون «جنگ احزاب انقلاب اسلامی» که همه کفر و نفاق در مقابل انقلاب صف کشیده بودند مجبور به نطق سیاسی و اسم بردن از شخص خاص شدند.
ثانیا اشتباهاتی که احمدی نژاد انجام داد و انحرافاتی که در او پیدا شد همان هایی بود که آن سه نفر دیگر از همان ابتدا داعیه ی آن را داشتند. فی المثل، آقای هاشمی نزدیکیهای نوروز 91 دم از مذاکره مزبوحانه با آمریکا زد و احمدی نژادی با 6-7 ماه تأخیر در نیویورک با گردش از مواضع اصولی قبلی، همان اشتباه هاشمی را به زبان آورد. فرقش همین بود.
عدم تمکین مطلق نسبت به ولی فقیه، گماردن افراد فاسد و بی صلاحیت به مناصب حکومتی، راه اندازی جشن های پرهزینه و پرحواشی و بی حاصل، اشتغال به حواشی به جای پرداختن به مشکلات اساسی، و ...  همگی اینها انحرافاتی بود که «بعدا» در دولت دهم پدیدار شد و شدت گرفت اما «از همان ابتدا» در دستورکار آن سه نفر دیگر قرار داشت.




برچسب ها : سیاست  ,
      

عشق رسوایی محض است که حاشا نشود
عاشقی با اگر و شاید و اما نشود

شرط اول قدم آن است که مجنون باشیم
هر کسی دربه در خانه ی لیلا نشود

دیر اگر راه بیفتیم ، به یوسف نرسیم
سر ِ بازار که او منتظر ما نشود

لذت عشق به این حسِّ بلاتکلیفی ست
لطف تو شاملم آیا بشود؟ یا نشود؟
 
من فقط روبه روی گنبد تو خم شده ام
کمرم غیر در ِ خانه ی تو تا نشود
 
هرقدر باشد اگر دور ِ ضریح تو شلوغ
من ندیدم که بیاید کسی و جا نشود
 
بین زوّار که باشم کرمت بیشتر است
قطره هیچ است اگر وصل به دریا نشود
 
مُرده را زنده کُنَد خوابِ نسیم حرمت
کار اجاز شما با دَم ِ عیسا نشود
 
امن تر از حرمت نیست ، همان بهتر که
کودکِ گمشده در صحن تو پیدا نشود
 
بهتر از این؟! که کسی لحظه ی پابوسیِ تو
نفس آخر خود را بکِشد پا نشود
 
دردهایم به تو نزدیک ترم کرده طبیب
حرفم این است که یک وقت مداوا نشود!
 
من دخیل ِ دلِ خود را به تو طوری بستم
که به این راحتی آقا گره اش وا نشود
 
بارها حاجتی آورده ام و هر بارش
پاسخی آمده از سمت تو ، الّا نشود
 
امتحان کرده ام این را حرمت ، دیدم که
هیچ چیزی قسم حضرت زهرا نشود
 
آخرش بی برو برگرد مرا خواهی کُشت
عاشقی با اگر و شاید و اما نشود


(محمد رسولی)




برچسب ها : شعر و ادبیات  ,
توسط : شهر صبح |   نظر بدهید
      

گاهی و اخیرا زیاد ، فکر می کنم فعالیت در اینترنت - به خصوص شبکه های اجتماعی - و گشت و گذار در خیابان های شهر و اجتماعات بشری، انسان را بی غیرت و بی تفاوت می کند.
چشم که باز میکنی همه جا بی دینی است، گناه و تظاهر منکرات.
و تو سکوت می کنی چون طرف مقابل ظرفیت شنیدن نداره یا خودت توان گفتن نداری یا هضم شده ای در این آلودگیها یا هر دلیل و توجیه دیگه ای که شیطان تزیین بکنه.
فرمود حتی جواب سلام کسی که شرب خمر کرده رو ندید، غذای بی نماز رو نخورید، با دشمنان خدا دوستی نکنید ....
«منکـَر» گویا زشتی خودش رو از دست داده و خیلی از مردم غیرت خودشون رو. و تو خرد شده ای در این لجنزار مجازی و غیرمجازی.

شهادت انسیه حوراء ، صدیقه کبری،
فاطمه زهرا صلوات الله و سلامه علیها
تسلیت و تعزیت باد!

آقاجان، سرت سلامت ...




برچسب ها : خودنوشت  ,
      

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

رفراندوم جمهوری اسلامی

روز دوازدهم فروردین، سالروز رسمیت یافتن حکومت مستضعفین بر مستکبرین در ایران است؛ سالروز تحقق وعده حق تعالی است. و منت خدای را که ملت مستضعف ایران بر مستکبرین جهان ـ چه شرقی چه غربی ـ چیره و پیروز شد.

دوازده فروردین، روز غلبه جنوداللّه‏ بر جنود شیطان و روز فتح و نصر خدا و بندگان مؤمن به اوست.
ملت ایران این روز را عیدی اسلامی ـ ملی تلقی می‏کند.
و آن روز فتح مطلق و نصر به تمام معناست که همه مستضعفین جهان را این نور سنت الهی و سایه پرچم نَصرٌ من‏ اللّه‏ فرا گیرد.
آن روزی که مسلمین جهان با مدد غیبی در هر کشور و قُطْر دست جنایتکار ستمگران و چپاولچیان را از کشور خود قطع کنند و پرچم اسلام و آرم اللّه‏ اکبر را افراشته نمایند؛ آن روزی که با قیام دلاورانه و بانگ «اللّه ‏اکبر»، با امثال سادات و هم مسلکان شاه مخلوع، آن کنند که ملت شجاع ایران با محمدرضا پهلوی کرد.

قسمتی از بیانات امام خمینی اعلی الله مقامه

یوم الله دوازدهم فروردین،
روز جمهوری اسلامی
مبارک باد!




برچسب ها : مناسبت ها  ,
توسط : شهر صبح |   نظر بدهید
      

بهار هم یکی مثل ماست که سرش کلاه نمی‌رود. کلاه از سر باد بر می‌دارد و به کلاهبردارهای سیاستمدار که ادای فرهنگ را درمی‌آورند، می‌خندد. بهار تاریخ مصرف ندارد اما آدم‌های زنده باد من و زنده باد دوست من و زنده باد دوست دوست من تاریخ مصرفی تا خرداد 1392 دارند.

بهار را نمی‌شود با اره برقی قطع کرد. هل داد و به زمین انداخت. اینها که با یک فوت جماعتی و یا رای گروهی دود می‌شوند و می‌روند هوا هیچ نسبتی با بهار ندارند. بهار را نمی‌شود برکنار کرد. رای اعتماد به بهار در دست من و تو نیست. بهار نیازی به نشان دولتی درجه یک ندارد.

بهار سرش کلاه نمی‌رود. فقط تماشا می‌کند و می‌خندد به سیاه بازی حاجی فیروزهایی که برای هم دست می‌زنند و برای هم گریه می‌کنند و خود را به قله‌ها شبیه می‌دانند. بهار اگر تصمیم بگیرد یک روز بساط شما را به خیابان می‌ریزد و شما را به خس و خاشاکی بدل می‌کند. بهار از جنس ریشه است و از جنس ادب است و از جنس شعر است . از جنس اصالت است.

بهار کاری به سالن‌های مجلل برج میلاد ندارد. بهار صبح‌ها از سمت بهشت زهرا و جوانمرد قصاب قدم به خیابان می‌گذارد و این همه دست‌های گرسنه را در سطل‌های زباله می‌بیند که دنبال چیزی می‌گردند و شباهنگام با افسوس کاغذی برمی‌دارد و می‌نویسد: شما حتی بازیگران خوبی هم نبودید.

بهار آمده است بگوید سالی که نکوست از بهارش پیداست. بهار با همه جدی ست. روزی سلیمان نبی مغرور شد. بادی تختش را کج کرد .سلیمان اعتراض کرد به باد که چرا تختم را کج می‌کنی. باد گفت راست باش تا راستت کنم.

بهار با کسی شوخی ندارد و اگر بخواهد ناگاه هزار شاعر را فرمان می‌دهد تا تخت سلیمانک‌ها را کج کنند. بهار آدم‌های فراوانی دارد که بدون نیاز به یارانه به یاری‌اش می‌روند و عیدیشان را از خدا می‌گیرند و از قطع بودجه‌شان نمی‌ترسند. حتی اگر فیلمشان را بگیرند و در صحن علنی جایی نمایش دهند.

ما مریدان حضرت بهاریم؛ امر امر اوست. بهار ولایت عشق است نه چیز دیگر…

(علیرضا قزوه)

سال نو مبارک!




برچسب ها : مناسبت ها  ,
توسط : شهر صبح |   نظر بدهید
      

نرم نرمک بهار در راه است، تو دلت را تکانده‌ای آیا؟
مطمئنی که سبز خواهی شد؟ در زمستان نمانده‌ای آیا؟

خاطرت هست نیمة‌ اسفند، روز جشن درختکاری بود؟
تو نهالی برای رویش عشق، در دل خود نشانده‌ای آیا؟

سال، وقتی که رو به پایان است، رنگی از آخرالزمان دارد
فصل سبز ظهور نزدیک است، آیه‌ها را نخوانده‌ای آیا؟

چشم اگر واشود زمستان هم، خالی از فرصت تماشا نیست
دل خود را در این میان یک بار، به تماشا کشانده‌ای آیا؟

مزرعه پا به ماه گندمزار، در هراس از هجوم آفات است
تو به قدر مترسک از سر دشت، زاغ‌ها را پرانده‌ای آیا؟

قاف اگر شهر آرمانی توست، مثل آن سی پرندة عاشق
از هیاهوی جذبه‌های زمین، بال خود را رهانده‌ای آیا؟

هست مضمون ناب تو غزلم، خود بگو ای بهار رنگارنگ
در غزل‌های خویش مضمونی، این چنین پرورانده‌ای آیا؟

(احمدرضا قدیریان)




برچسب ها : شعر و ادبیات  ,
      

سائل از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید: یا علی، به من بگو 
- از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول کرد ؟
- از کجا بفهمم خدا گناهان مرا آمرزیده است ؟
- از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول نکرد و مردود اعلام شد ؟
- از کجا بفهمم خدا گناهان مرا نیامرزید و در نامه ی عمل من ثبت شد ؟

امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود:
* اگر یک عبادتی انجام داده اید و بعد از آن عبادت، خدا به شما توفیق داد عبادت دوم را انجام بدهید، آن عبادت دوم دلیل بر آن است که خدا عبادت اول را از شما قبول کرد. چون عبادت اول تان را قبول کرد لذا به شما توفیق ورود به عبادت دوم را عنایت کرد.
* اگر شما یک گناه و معصیتی مرتکب شدید، منتهی بعد از آن گناه خدا به شما توفیق داد یک طاعت و عبادتی انجام داده اید، این عبادت بعد از معصیت دلیل بر این است که خدا معصیت شما را آمرزیده است و مورد بخشش قرار داد لذا به شما توفیق داد که مرتکب طاعت و عبادتی‌‌ بشوید.
* اگر اول یک طاعت و عبادتی انجام دادید، بعد از آن عبادت مرتکب گناه و معصیتی شدید، آن گناه ِ بعد از عبادت دلیل بر این است که خدا عبادت شما را قبول نکرد و مردود اعلام شد لذا مرتکب گناه شدید، چون اگر عبادت، عبادتِ مقبول بود می بایست شما را از گناه بازدارد. همین که بعد از عبادت معصیت کردید، این معصیت دلیل بر این است که آن عبادت مقبول نبود.
* اگر یک گناهی انجام دادید و بعد از آن مرتکب گناه دوم شدید، آن گناه دوم دلیل بر آن است که خدا گناه اول تان را نیامرزید، لذا مرتکب گناه دوم شدید. اگر مرتکب گناه سوم بشوید، گناه سوم دلیل بر این است که خدا گناه دوم را بر شما نبخشید.

یکی از سؤال و جوابهای مطرح شده در جریان ندای «سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی» امیرالمؤمنین علیه السلام
سایت بیداری اندیشه




برچسب ها : احادیث و روایات  ,
توسط : شهر صبح |   نظر بدهید
      
<      1   2   3   4   5   >>   >